همیشه روز ماست

امروز هشت مارس، روز جهانی زن است، و فردا نیز روزِ زن در ایران است، به مناسبت زادروز فاطمه الزهرا، دختر محمد پیغامبر اسلام، و خدیجه، بانوی نخست اسلام. تنها فرزند پیامبر، که با او و مادرش رنج شعب ابی‌طالب را کشید و مادر را در آنجا از دست داد، و مرگ‌اش اندکی پس از درگذشت پدر، بر اندوه مسلمانان افزود.

به مناسبت روز زن، در فضای مجازی، هشتگ‌هایی از سوی کاربران به راه افتاد با محوریت زن، و برابری زن و مرد. یکی از این هشتگ‌ها #برابربامن بود. دختران درباره‌ی تجربه‌های تلخ نابرابری جنسیتی شان در جامعه نوشتند و با این هشتگ، آنرا با دیگران همخوان کردند. از جمله یکی از دوستانم که متنی درباره‌ی انتظارات خواستگاران —به گفته‌ی خودش روشنفکرنما— اش نوشت که آنرا با مادموازل بلانش درمیان گذاشتم و گفتگویی پیرامون آن بین ما درگرفت.

آن مطلب از این قرار است.

– مادموازل بلانش: قورمه سبزی را من هم قبول دارم.:))

+ من: من از قرمه سبزی بیزارم ولی :))

– اما به نظر من این فقط ربطی به مردسالاری نداره. ربط به پوفیوزی داره. که آدم پوفیوز ممکنه بگه باشه کارِ خونه نکن ولی بابات پولدار باشه :)) موضوع سر اینه که رابطه را برای سودجویی می خوان. لزوما نباید همه چیز را از نگاه فمینستی دید. یک زن هم می تونه همین انتظارهای پفیوزانه را از رابطه داشته باشه.

+ ولی این انتظارات از یک جامعه‌ای با پیش‌فرض‌های مردسالارانه میاد.

– خوشم نمیاد همه ی مشکلات را از دریچه فمینیستی ببینم. همیشه میگفتم نگاه فمینیستی داشتن دونِ شان منه. مهرداد فرهمند یه نوشته ای گذاشته بود خیلی خوشم اومد از هما ناطق… پپدا نمی کنم. به نظر من مسائل خوب تشریح و فهمیده نمی شن. این مسائل می تونه ربطی به مردسالاری نداشته باشه.

+ ببین، بعضی از دخترها هستن میشناسم طرف دکترا هم گرفته میگه خسته شدم چقدر کار، یه شوهر کنم بشینم خونه دیگه. خواست و انتخاب آدما فرق داره. ولی اینکه طرف رو نشناسی که خواست و انتخابش چیه و بیای بگی کار نکن خونه بشین، این پیش‌فرض مستقل از انتخاب آن دختر، از یک نگاه مردسالارانه میاد. و نگاه به زن به مثابه جنس دوم.

– همینم به خاطر سودجویی شه. نه به خاطر این که زن را موجود خانگی می‌بینه

+ ربط داره به مردسالاری. از بس نهادینه شده نمیبینیش. جلوی چشمته نمیبینیش. اشکال از تو نیست. اشکال از بستر تربیتی توست. یعنی همه ی ما. به رسمیت میشناسیش به عنوان بدیهیات.

– نچ. صبر کن. حرف من قدری پیچیده تر ازینه. من نمی گم مردسالاری وجود نداشته . صبر کن متن مهرداد را بیابم

+ دنیای امروز مختصاتش متفاوته و مسأله زن هم مسأله دنیای مدرنه
وگرنه تا قرن ۱۹ همه جا مثل هم بود همه زن ها هم همینطور، چه بسا همه انسانها باهم در نداشتن حق، برابر بودند. غیر از اشراف‌زادگان و فلان و بسار

یه زمانی کار بیرون و داخل وجود نداشت. جفت زن و مرد کشاورزی و کارهای مربوط را انجام می دادن. زن هم خواسته و استعدادش در جامعه با الان فرق داشته و شاید کم تر احساس نیاز به برابری حقوق میکرده و اصلا اگه حقوقی به کسی داده میشده؟ . از دوران مدرن به بعد جامعه به نحوی تغییر کرده که زن با نقش های قبلی ش در حاشیه قرار گرفت. جنبشی صورت گرفت تا زن جایگاهش برابر بشه و البته تغییرات ماهوی فکری هم همراهش شد و تسریعش کرد

+ آره این رو قبول دارم ولی اینکه زن همیشه جنس دوم بوده رو نمیتونی نفی کنی

– من میگم بیا خارج ازین کلیشه ها اون مسئله را بررسی کنیم

+ کلیشه نیست. اتفاقا خوانش «یک مسأله» است و نامگذاری‌ها از اون خوانش‌ها میاد. همین مساله‌ی در حاشیه قرار گرفتن زن. اندیشمندانی این خوانش رو انجام دادند و تِرم‌هایی پیشنهاد کردند. کلیشه نیست.

– خیلی سریع همون که تو فکرته را تکرار نکن و دوباره از نو به اینا فکر کن:
زن جنس دومه!
روز زن خودش یه روز جنسیت زده س!
کارِ خونه‌ی زن نشانه‌ی مردسالاری ست!
حجاب نماد مردسالاری ست!
بدن ِ من مال خودمه!

اینا تبدیل به کلیشه شده اند. در کانتکسش معنا می‌ ده اما نمی شه همه جا علمش کرد تکونش داد.

+ به ایناش کار ندارم به این کار دارم که زن به مثابه یک انسان می‌تونه هر جایگاهی به انتخاب خودش داشته باشه و در این انتخاب باید برابر باشه با مردان. کانتکست اش زنان اندیشمندی بودند که به این مسایل پرداختند.

– خب البته. دقیقا حرف من اینه. ولی این که بیاییم برای زن انتخاب کنیم که چی براش خوبه چی بده چیزیه که جنبش های رادیکال فمینیستی می‌کردند. به نظر من جز این که متخصص این زمینه باشی ، فکر کردن در چارچوب فمینیستی زن را حقیر می‌کنه.

+ نه اینکه انتخاب کنیم/کنند ولی اینکه موانع بر سر انتخاب اش نباشه در جامعه

اصرار بر نگاه فمینیستی داشتن ، اصرار بر زن بودن، قبل از هر چیزه و این دقیقا مخالف حقوق انسانی‌ست. نفی انسانیت است. من قبل از هر چیز خودمم. با استعداد ها آرزو ها افکار و …. . «من یه انسانم.»

+ به نظرم الان هم تو درگیر کلیشه‌ی نفی‌ای شدی: فمینیسم. /

من مشکلم اینه که مدام می خوان یادم بندازند من زنم.
ببین یه پاراگراف از هما ناطق می‌ذارم اینجا بخوان. حرف من سال هاست دقیقا اینه :

«هیچ حقوق مستقلی را به آن اعتقاد ندارم. به هیچ جنبش مستقل زنان معتقد نیستم. من فکر می کنم که نا آگاهترین و حتی ارتجاعی ترین و خطرناکترین جنبشها، جنبش زنان است. زنی که خودش را جدا از جامعه جدا می داند و برای خودش جداگانه حقوق می خواهد، جامعه هم باید او را جدا بداند. من نمی خواهم مبارزه ام از شما جدا باشد، برای اینکه مرا خاکسار می کند، مرا دون پایه می کند. من اتفاقا دلم می خواهد از آن آگاهی شما [مردها] که توی خیابان توانستید بچگی بازی کنید، با دوچرخه ور رفتید، با سازندگی آشنا شدید، دستت به کار رفته، آزاد بودید و از این آزادی که تو تجربه اش را داری، من می خواهم از آن بهره بگیرم. می خواهم راهی را بروم که در کنار شما باشم».

هما ناطق (۱۳۱۵ ارومیه – ۱۳۹۴ فرانسه) فعال سیاسی، استاد دانشگاه تهران پیش از انقلاب، نویسنده و پژوهشگر تاریخ

+ برگردیم به اون موضوع. اینکه مردی بیاد خواستگاری بگه چون من پول بیشتر درمیارم پس کارِ حسابی می‌کنم و تو (خطاب به زن) لابد کار بدرد بخور نمی‌کنی پس حرف، من حرف باشه، این رو گفتی پوفیوزی. من میگم مردسالاری. جامعه هم پول بیشتر به مرد میده همه جای دنیا هم فعلن اینه. چون سرمایه را مردان می‌چرخانند و جنگها را مردان ایجاد می‌کنند و هزار مسأله دیگه.

– ببین اصلا مسئله ی ازدواج ربطی به مسسئله زن و مرد نداره یه قرارداده برای زندگی مشترک. می تونه بین مرد و مرد و زن و زن هم باشه. همه ش برای اجناس دیگه هم صدق می کنه پس صورت اصلی ش زن بودن یا مرد بودن نیست
فرض کن گِی بود و می‌رفت خواستگاری یه مرد دیگه و همین حرفا را بهش می‌زد. این فرض خوبیه :))

+ با این حرف ات مشکل دارم که ازدواج همجنس رو وسط می‌کشی اونم در مقایسه با کانتکست جامعه سنتی ایران. ازدواج یا هر نوع ریلیشن‌شیپ در جامعه امروز میان جوانان امروزی، اصلا شبیه این مثالی که برات فرستادم نیست. تقسیم کار و درآمد و مسیولیتها و همه چیز است ، نمونه‌هاش رو هم زیاد دیدم

– حرف هما ناطق را خوندی؟

+ دارم می‌خوانم. … اتفاقا برمبنای همین حرف خانم ناطق، دارم به این فکر می‌کنم که بزرگترین اندیشمندان زن معاصر، اصلا درگیر تفکیک زن و مرد نشدند. مثل هانا آرنت. خیلی فراتر از این مسایل بود. به مسایل بشری می‌پرداخت.

– خب مشخصه. چون من اگه هی اصرارم این باشه که با مردان برابر باشم ، فرض اینه که نیستم. در حالی که “معلومه” که هستم و درگیری های فکر و دغددغه های انسانیم را دنبال می کنم. مگر این که تخصصم مسئله حقوق زنان باشه یا کارم گیرم مسائل حقوقی زنان بیفته. ولی

+ آفرین

– منظورم اینه که مسئله ازدواج سرِ قرار داد هست. این که این قرارداد به صورت قانونی و سنتی چقدر به سود یا ضرر زنهاست یه مسئله ست، این که مورد به مورد چقدر قرارداد ها منصفانه ست دیگه بستگی به طرف های قرارداد داره
ببین موضوع اینه که الان افراد دنبال راحتی حداکثری اند
این یعنی پوفیوزی در رابطه
ربطی به حقوق مرد و زن نداره.
در ثانی همین که در قانون هم بی عدالتی هست ریشه ش در همین پفیوزیه!

+ عقد دوتا از دوستان مشترک مان، که نام نمی‌برم، رفتیم محضر. آخوند محضردار در مقدمه داشت وظایف زن در قبال شوهر را گوشزد می‌کرد. اراجیفی گفت که واقعا تا دماغ قرمز شده بودم از عصبانیت و می‌خواستم بلند شم چارتا فحش آبنکشیده به آخوند بدم. مسأله، این نوع نگاه نهادینه شده در قوانین شرعی مملکت است که جامعه را شکل می‌دهد. الانم داره تکرار میشه. بدون اجازه شوهر فلان نکن از درب خانه بیرون نرو و امثالهم. این چیزایی است که در جامعه بسط و گسترش داده میشه. مجوز شرعی و بالتبع، قانونی هم داره.
اگه تو دوست داری همش بگی پوفیوزی فردی، باشه. اسمش مهم نیست. ذات و ماهیت‌اش مهمه. اسمشو بذار اصن «مهربانی». مثل قانون روحانی و رحمانی و زندگی بخش «قصاص» مثلن. توصیف اش با واژه‌های راست و دروغ مهم نیست. خودش مهمه چیه.

– چرا مغالطه بازی درمیاری ؟ داریم بحث می کنیم برای مفاهمه. اکه به مجادله باشه که من حرفه ای ترم : ))

+ می‌خوام وبلاگی اش کنم مجادله کن :))

– بعضی از قوانین مشکل بی عدالتی ذاتی نبوده به خاطر زمان و مکان متفاوتش بوده که ما چون شرع لاتغیر می دونیمشون هنوز داریمش.مثلا همین قضیه ی حضانت به نظرم خیلی به فکر زنان بوده

+ فعلن که در این جامعه هم در جریان است.

– خب من با این قوانین موافق نیستم. دارم می گم چرا وجود داشته؟
مثلا در مورد حضانت زنی که نمی تونسته جلوگیری کنه تپ تپ می زاییده مرده می‌خواسته ولش کنه واقعا چطور باید بچه ها را نگهداری می کرده ؟ دادن حضانت به مرد کمک به زن بوده
الان خب یه بچه زاییدن، مامانه هم تنها امید زندگیش بچه شه ، درآمد هم داره ، بچه ش را می خواد بهش نمی دن
ولی مثلا در مورد نفقه من هنوز موافقم و براش دو دلیل دارم. یکی این که زنی که باردار می شه و بچه دار می شه نباید نگرانی سیر شدن شکم داشته باشه. و سوم زندگی زیبا تر می شه وقتی زن دغدغه ی مالی زیاد نداشته باشه =))
منظورم اینه همه ی اینا باید یک به یک بررسی بشه و دید چقدر با عدالت جور درمیاد. نه شرع را تکرار کرد نه قوانین کشورهای دیگه را

+ ببین، اینکه قوانین داره به روز میشه مسأله خوبیه. ولی اینکه برخی قوانین شرعی در محدود کردن زنان ، سالها در این سرزمین نفوذ داشته، چیزیه که در ناخودآگاه نسل امروز هم نفوذ کرده مخصوصا اینکه با توجه به موضوع نوشته‌ی آن بالا، برای ازدواج باید سه نسل جد و آباد رو هم وردارن ببرن خواستگاری. این یعنی انتقال نسل به نسل این نگرش، که باید با یک انقلاب اجتماعی برضد هنجارها، این نگرش‌ها از بین بروند ولاغیر.
به خود قوانین کاری ندارم. به تاثیری که بر روی آدمها می‌ذاره کار دارم.

– واقعا کسایی که می تونند اونطوری فکر کنن نه به خاطر تربیتشون و این قوانین بلکه پوفیوزی خودشونه. این قوانین و این تاریخ فقط می تونه بستری بشه که پوفیوزیشون را نشون بدن

+ پوفیوزی نهادینه شده
یعنی همین مساله که نگاه پایین به زن، نسل به نسل تکرار میشه. و نسل گذشته هم عاملیت داره در این نگاه و عاملیت اش را تحمیل میکنه به نسل پایین‌تر که از لحاظ عاطفه‌ی فرزندی و همچنین اقتصادی، وابسته به والدینی هستند که آن نگرش —به قول تو پوفیوزی— را با خود حمل می‌کنند.
مذهب هم همینه. نمیتونی بگی مذهبِ خودشونه. بالاخره مذهب هم در روح و روان و سبک زندگی شان نهادینه شده. و اتفاقا خیلی از همین سبک زندگی مردسالارانه، از جامعه‌ای بدوی میاد که به اشتباه با اسم دین و مذهب به خورد جامعه داده میشه.

– تا یه حدی از یه جایی به بعد فقط خودشون مسئول رفتارهای غیرانسانیشونن. کسی که میره بچه نه ساله را باهاش مغازله میکنه چون شرع بهش اجازه داده مشکلش دینش نیست مشکلش کثافات درونشه

+ حالا اون به کنار ولی شرع هم بعله دیگه :))
بعدشم تقلیل این مسأله به یک پوفیوزی شخصی، شارلاتانیسم توست! و همش هم تکرار می‌کنی!
مسأله من همین مجوزهاست! مجوز شرع!
مجوزها اینگونه جامعه را شکل داده و شورش دربرابر این مجوزها جامعه‌ی معاصر را شکل خواهد داد.

– شارلاتانیسم خودتی. دورشو از جلو چشمم :))
اره اگه ما انسان های درستی باشیم اینا کم کم عوض می شه. موضوع اینه که ما این قدر شارلاتانیم که وقتی هم قرار تغییر کنه تبدیلش می کنیم به حق آزاد سکس و سن رضایت جنسی را هم میاریم پایین تا بریم بچه ۱۳ ساله را بمالیم.
پوفیوز بودن یا نبودن مسئله اینست

+ تغییرش فردی نیست باید جمعی باشه. وقتی مجوز هست و بازخواستی نیست، و هزینه ای ندارد، بسم الله
وقتی مجوزها ورای اخلاق قرار می‌گیرد، بسم الله

– ببین مشکل این جاست که فکر می کنیم تنها دلیل این بی عدالتی ها قوانین شرعی یا جوامع سنتی بوده اند. این خطای بزرگیست. تا وقتی اراده برای متمدن بودن و انسانیت و عدالت نباشه همان ستم ها تحت لوای مدرنیته و آزادی های فردی و اجتماعی دوباره بروز پیدا می کنه.

+ اما وقتی عزم جمعی برای مقابله شکل میگیرد دیگه قضیه سخت میشه. مثل مسأله تعدد زوجات که با وجود داشتن مجوز، امری غیراخلاقی تلقی میشه. که اتفاقا مراجع صدور اون مجوزها مشغول فرهنگ سازی هستند برای اینکه از قبح آن بکاهند
خب من هم میگم جامعه باید به جایی برسه که جلوی این مسایل بایسته. و الان رسیده. وقتی یک دختر مذهبی چادری از یک خانواده مذهبی، مطالبه‌ی اینطوری داره یعنی اینجا یک نقطه‌ی آغاز اجتماعی است. (مایل‌استون چی میشه به فارسی 😂)

– تو فکر می کنی تعدد زوجات فقط مربوط به قانون اسلامه؟
این جا زن‌ها در فرانسه قبول کرده‌اند که در رابطه مجبورند خیانت همسرشون را قبول کنند

+ و برعکس :)))

– آمارها نشون میده برعکسش کمتر اتفاق می افته ولی به هر حال برعکسش هم هست. شاید عادلانه تر باشه ، اما مثل تقسیم فقرِ کمونیستیه!! صورت مسئله پاک نشده

+ خیانت غیراخلاقی است. نکته مهم هم همین است. کسی که خیانت می‌کند از اخلاق بیرون رفته است. ولی تعدد زوجات حکمی شرعی است که ظاهراً اخلاق را هم توجیه می‌کند و اتفاقا مشکل اش همین است. / چون با وجود مجوز قانونی و شرعی، در عرف غیراخلاقی تلقی می‌شود.

– وقتی ۵۰ درصد خیانت می کنند باید براش قانون گذاشت
ببخشید مهدی شاید من خیلی آوانگارد حرف می زنم اما موضوع اینه که متاسفانه کلیشه های مدرنیته هم نجات بخش نیست

+ اولا پنجاه درصد نیست :)))
بعدشم مثل محسن میردامادی، که توییت کرد رفراندوم برای حجاب اجباری، و تاج‌زاده هم ریتوییت کرد! مگر برای هر مسأله شخصی‌ای باید قانون گذاشت یا رفراندوم برگزار کرد؟
مثل اینست که چون پنجاه درصد سیگار میکشند قانون بذاریم براش؟

– نه ولی معمولا مسائل خاص دردسر ساز را کشورا رفراندوم میذارن. مثل ازدواج همجنسگرایان در ایرلند

+ البته باید بگم که اخلاق، جایی در قوانین ندارد. به قول دکتر سروش که میگه هرجا قوانین بیشتر شد بدانید اخلاق لاغرتر شد

– دقیقا
اتفاقا همین دیشب با همخونه م همین حرف را می زدم
گفتم الناز. گفت جانِ الناز؟

+ به به چه نازه الناز 😁

– الکی گفتم. گفت هان :)))
گفتم دقت کردی برای مهم ترین مسائل زندگی انسان، قانونی وجود نداره؟

+ آفرین. چه نکته‌ی خوبی. برای مهمترین گزاره‌های ایمانی هم این اصل صادق است. فرعیات دین، پر از قوانین است ولی درباره‌ی اصلیات، خودِ مساله ایمان و نوع نگاه به هستی، هیچ قوانینی وجود ندارد و کاملا مساله‌ای شخصی است و به خودِ شخص هم واگذار شده است.
اتفاقا بیا با این موضوع ببندیم بحث رو

– اره ته بندیِ خوبی میشه 🙂

+ تو می گفتی ربطی به قوانین و شرع نداره از پوفیوزی میاد
من گفتم شرع و قانون، پوفیوزی رو نهادینه کرده
و به نظرم این آمد که جای اخلاق فردی در این مسأله خالیست.
از این جهت حق با توست
ولی از جهت بسط و گسترش اخلاق و شورش دربرابر بی‌اخلاقی، عزم جمعی نیاز است یعنی یک موج اجتماعی باید ایجاد شود تا انحراف اخلاقی رو نشانه رود. که اینجا حق با من است 🙂

– نه دیگه. من حرفم اینه درسته در سنت و تاریخ و شرع نابرابری ها ریشه داره ولی کلیشه های مدرن هم راهگشا نیستند و در واقع بازنمایی پوفیوزی ها در شکل جدید اند و راه نجات اخلاقه
قوانین باید عادلانه تر بشن
قدری شدند
ولی هنوز کافی نیستند

+ قوانین باید اخلاقی بشوند، ولی «بایدها» از قانونگذار نمی‌آید. مطالبه باید باشد تا بایدها رو شکل دهد.

خب کم کم قوانین اصلاح میشن و این خوبه ولی آخرش میبینم که مهم ترین فاکتور اخلاق فردی‌ست

+ برای اینه که میگم همین حرکت دختران برای مسأله حجاب و مسأله «برابر با من» خیلی اهمیت پیدا می‌کنه
مطالبه، اول جامعه رو تغییر میده و در فاز آخر به قانون میرسه
اول باید خانواده هاشونو درست کنه
مثلاً من اول باید مامان بزرگم رو درست کنم :))) البته من روش ام رادیکال‌ه برای این منظور
معتقدم که این موج اجتماعی، همگانی باید باشه نه فقط از طرف زنان و دختران. از طرف مردها هم باید باشه. باید همه‌ی جامعه موج اجتماعی ایجاد کنند.
حالا حجاب رو ولش کن. موضوع بحث، «برابر با من» است

– «برابر با تو» که البته که هستم.
البته من یه ذره فکر می‌کنم زن‌ها در بحث تکاملی از مرد ها جلو تر اند: )). توجه کردی چرا زن‌ها کم تر مو دارند و مردها مثل میمون ها بیشتر مو دارند؟ در مورد بقیه خصائل انسانی هم جلو ترند. حتی قوه نطق زن ها از کودکی بهتر از مرد هاست. با توجه به تعریف انسان که حیوان ناطقه

+ حالا اینم مسأله ایست. همه اعتراف می‌کنیم که زن ها زیباترند

– نه البته این نگاهی مردانه ست. بعضی مرد ها خیلی هات ترند :))

+ هاهاها
خوبه این مباحث رو با تو دارم. بخاطر اینکه یک‌سونگری جنسیتی نداریم در بحث!

– خلاصه هر چی فکر می کنم با هشتگ «برابر با من» اصلا موافق نیستم

+ خوبه. اتفاقا از موضع بالا هم موافق نیستی!

– این خوبه به نظرم.
به هر حال در جایگاهی نیستی خوبی و بدیش را نظر بدی

+ متشکرم :))
نکته آخر هم می‌خوام بگم اینه که زنها یاد بگیرند نق نزنند. خودشان را توانمند کنند و جامعه را به خودشان وابسته.
در پایان، روز ات مبارک

– منم با نق نزدن موافقم

+ به یک کلیدواژه مشترک رسیدیم 😁

– قربونت . همیشه روز ماست شمام برید برای خودتون یه روز دست و پا کنید.

این شعار پایانی
همیشه روز ماست
😁

به اشتراک گذاری:
Facebooktwittergoogle_plus

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *